۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

سی سالگی

چند روزی هست که سی ساله شده ام. سی ساله بودن احساس متفاوتی دارد. اولش آدم می ترسد. فکر می کند که آرام آرام از جوانی فاصله می گیرد. من اما نیم روزی که گذشت فهمیدم، که سی سالگی اول جوانی منهای بچگی است. نه که اشتباه نباشد، نه که سادگی نباشد. احساس می کنم سی سالگی آن سنی است که می توانی مستقل باشی اما با کسی باشی، فهمیده باشی اما کودک باشی، پیچیده باشی اما ساده باشی. سی سالگی سنی است که می توانی زیبا باشی.
چند روزی هست سی ساله شده ام.